هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
264
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
على : « من كنت مولاه فهذا على مولاه » متواتر است ولى بخش ديگر آن يعنى « اللهم وال من والاه » و هر آنچه كه در بيشتر روايات آمده - به تعبير او - از نظر سند قوى است و مىافزايد : رباح بن حارث گفته است : گروهى در كوفه بر على ( ع ) وارد شدند و گفتند : درود بر تو اى مولاى ما . به ايشان فرمود چگونه مولاى شما هستم در حالى كه شما عرب هستيد گفتند : ما از رسول خدا در روز عيد غدير خم شنيدهايم كه فرمود : من كنت مولاه فهذا على مولاه . رباح بن الحارث مىگويد وقتى آنها مرخص شدند ايشان را دنبال كرده و پرسيدم كيستيد ؟ به من گفته شد گروهى از انصار هستند كه ابو ايوب انصارى نيز در ميان آنهاست . همچنانكه به نقل از ابو هريرة نيز روايت شده كه او وارد مسجد شد و مردم به گرد او جمع شدند ؛ جوانى برخاست و به وى گفت ترا به خدا آيا شنيدهاى كه پيامبر خدا در روز غدير خم به على فرموده است : من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ؟ گفت : آرى . و در روايت ديگرى در « البداية » به نقل از ابو هريرة آمده است كه آيهء : اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا » به همين مناسبت بر پيامبر نازل شد . ابن كثير در بدايهء خود پس از سخنان مفصلى راجع به برخورد پيامبر در غدير خم ، مىگويد : على بن ابى طالب ( ع ) در « الرحبة » مردم را كه گروهى از صحابهاى - كه در سال دهم هجرت با وى حج بجاى آورده بودند - در ميانشان بود گرد آورد و در آن جمع هفده تن از كسانى كه در نبرد بدر شركت داشتند شهادت دادند كه پيامبر دست على را گرفت و فرمود : آيا من به مؤمنان بر جانشان اولى نيستم ؟ گفتند : آرى يا رسول اللّه . آنگاه فرمود : هر آن كس كه من مولاى او بودم از اين پس على ، مولاى اوست . پروردگارا دوست بدار آن كس كه او را دوست دارد و دشمن دار آن كس كه وى را دشمن دارد . ابن كثير در ادامه مىگويد : طبرى در مورد غدير ، دو جلد كتاب فراهم آورده كه در آنها اسناد و الفاظ آن را ثبت كرده است . . . و پس از آنكه برخى از آنها را به ضعيف بودن توصيف مىكند اعتراف مىنمايد كه حديث متواتر است و جايى براى انكار ندارد ولى به تعبير او اينها به كار شيعه ، نمىآيند . بهر حال حديث غدير را با همان عبارتى كه يادآور شديم همهء محدثين و مورخين